این ساز شکسته اش خوش آهنگ تر است

 
 
نویسنده : علی جعفری - ساعت ۱٢:۳٠ ‎ب.ظ روز یکشنبه ۱٩ خرداد ،۱۳۸٧
 

کبریت بکش نیمه ی تاریک تنم را

آتش بزن این یخ زدگی بدنم را

بگشای و مرا تنگ در آغوش بگیر و

چون پیرهنی گرم بپوشان بدنم را

در من بدوان ارتش وحشی لبت را

چون شوروی سرخ که گیرد وطنم را

غارت کنی از من همه ی خاطره ها را

این چهره ی اندوه، و این دیده ی نم را

زیباست پس از آن که به آتش بکشانی

 بنشینی نظاره کنی سوختنم را

لاجرعه بنوشان که شرابی است لبانت

آن سان که به مستی بکشاند کفنم را


 
 
 
نویسنده : علی جعفری - ساعت ۳:٢٢ ‎ب.ظ روز سه‌شنبه ٧ خرداد ،۱۳۸٧
 

می خواستم نقدی بر کتاب معصومه احمدی بنویسم ولی حرص مال دنیا باعث شد نقدی رو که این جا قول داده بودم بگذارم فرستادم مجله شعر که اونجا چاپ بشود وپولی هم گیرم بیاید .از معصومه جان معذرت می خواهم .

یک غزل جدید  می گذارم:

پیمانه ی لبت لبریز از شراب

وصلیم ما به هم مانند گل به آب

با آتش تنت از حال می روم

این نسبت تو است با هرم آفتاب

شیرینی نگاه ،لبهای پر شکر

تسلیم می شویم در گیر پیچ و تاب

افسانه ای عجیب آغاز می شود

هر بار خوانده ام تن می دهم به خواب

پرنور و روشنم وقتی که با منی

ای آفتاب شب بر پیکرم بتاب


 
 
 



محصولات ویژه