این ساز شکسته اش خوش آهنگ تر است

 
 
نویسنده : علی جعفری - ساعت ٢:۳٩ ‎ب.ظ روز سه‌شنبه ٢۱ آبان ،۱۳۸٧
 

سلام دوستان !

خیلی وقت است وبلاگم را به روز نکرده ام این شعر مال خیلی وقت پیش است ولی فکر کنم تا به حال در وبلاگ نگذاشتمش:

 

 

ممنونم از خدا که تو را آفریده است

از حس چشمهای تو در من دمیده است

ای صورت قشنگ تو ناچیدنی ترین

با این که گونه های تو سرخ و رسیده است

وصف تو در مجال دوبیتی نمی شود

توصیف گیسوان تو کار قصیده است

نقاش چیره دست تو را در میان دشت

با حس چشمهای تو آهو کشیده است

حالا منم مسافری از جنس چشم تو

دنبال "لالوانی" آهو دویده است

از هر طرف که می روم آن سوی دیگراست

او مثل بچه آهوی مردم ندیده است

بی او غریبه تر شده ام لاغر و سیاه

لاغر تر از همیشه و رنگم پریده است


 
 
 



محصولات ویژه