این ساز شکسته اش خوش آهنگ تر است

 
ترامادول
نویسنده : علی جعفری - ساعت ٦:٤٩ ‎ب.ظ روز سه‌شنبه ٢٧ دی ،۱۳٩٠
 

دلم آشوب می‌گردد از این موسیقی محزون

مرا هر لحظه می‌خوانی و هر دم می‌کنی افسون

خمارآلود چشمانت، سه ماهی هست دور از تو

گرفتارم به سیگار و تِرا و خلوت و افیون

در این جا ماه هم، ماهی ندارد، شهر تاریک است

نمی‌آید شراب از چشمهای عاشقت بیرون

به غیر از خاطراتم، از تو و از دخترم صهبا

کسی حرفی نمی‌گوید، سراغی نیست در بیرون

نه بارانی که چشمم را بشوید آسمان، وحشی

نه شعری تا بیاویزم بر آن غمهای پیرامون


 
 
یار مزاری
نویسنده : علی جعفری - ساعت ۱٢:۳٠ ‎ب.ظ روز سه‌شنبه ۱۳ دی ،۱۳٩٠
 

تمام ثروت من یا نداری‌ام باشی

قرار من شوی و بی‌قراری‌ام باشی

مرا همین، به همین حالتم بخواهی یا

همیشه در صدد دستکاری‌ام باشی

چه مست می‌شوم از  این پیاله‌ها با تو

اگر پیاله به دست کناری‌ام باشی

هزار چهره‌ی شهر از هزار جلوه‌ی توست

همین خوش است که یار مزاری‌ام باشی


 
 
 



محصولات ویژه