این ساز شکسته اش خوش آهنگ تر است

 
اردوگاه
نویسنده : علی جعفری - ساعت ٥:٤۸ ‎ب.ظ روز چهارشنبه ٢٧ مهر ،۱۳٩٠
 

 

پالتو را محکم تر می پیچم دور خودم

سرما در اردوگاه

از هر مقام و منصبی با نفوذتر است

***

اینجا سلسله مراتب رنگها برعکس است

سبز کم رنگ به سبزهای پررنگ دستور می دهد

سبزهای پررنگ به پتوهای خاکستری لگد می زنند

شاید کسی از سرمای دیشب نجات پیدا کرده باشد

***

رمانهای زیادی را خوانده ام

و شعرهای زیادی

اما به من فقط یک پتوی نازک خاکستری دادند

***

 بیهوده مشغول ساختن آدم برفی شدیم

در ساعت هواخوری

نه کسی شالگردن اضافه داشت

نه کلاه

از صورت فقط خطی راست به جای دهان گذاشتند

همه به هم نگاه کردیم

پتویم را پیچیدم دور آدم برفی

حالا شباهت بیشتری به او دارم

***

سربازها همیشه آماده

و گوش به فرمان

باتومهایشان را محکم می فشارند

آنها سرباز وظیفه‌اند

***

هر شب گروه جدیدی به اینجا می آید

با صورتهایی خسته و لباسهایی خاک آلود

باید پتوهایمان را قسمت کنیم

 


 
 
 



محصولات ویژه