این ساز شکسته اش خوش آهنگ تر است

 
هذیان
نویسنده : علی جعفری - ساعت ٩:٤٩ ‎ق.ظ روز شنبه ٢٧ آبان ،۱۳۸٥
 

اگر می توانستم فاصله هارا بردارم خوشبخت می شدم .

افسوس این فاصله ها تا بی نهایت ادامه داردو من چقدر بد بختم که این فاصله ها را حتی نمی توانم تخمین بزنم که چقدر طولانی است من حتی نمی توانم ره یک شبه را صد سال هم بروم چه رسد به این راه بی نهایت.

از آدم های گیج خوشم نمی آید کاش یک ماشین می توانست به من بزند ،خودم که نمی توانم جرات ندارم چرا همیشه این طور بوده چرا؟؟؟

شعر هایم را که می شد علف می شدند می خوردم بهتر بود.

این قدر هذیان بنویس تا دیوانه شوی و دیوانه ها خوشبختند تا خوشبختی فاصله ای نداری . چایی ات را نمی خوری؟ باز هم برایت خواهم نوشت آن قدر که دیوار از من بالا بیاید و آن طرف پرتاب شوی که مثل آن طرف من به سرزمین هذیان های شب بیداری ات برسی و روز ها در عالم هپروت بخوابی و مردم سرزنشت نخواهند کرد، به آنها ربطی ندارد مردم به فکر زندگی دیگران چرا باشند مگر دیوانه اند، نه  نیستند، دیوانه ها خوشبختند ، مردم که خوشبخت نیستند آنها همیشه می گویند که بد بختند .

خوب بس است حسابی خوش بخت بودی باز هم باید بیایی این طرف دیوار.


 
 
 



محصولات ویژه