این ساز شکسته اش خوش آهنگ تر است

 
 
نویسنده : علی جعفری - ساعت ۱٠:٤٩ ‎ب.ظ روز شنبه ۱٦ دی ،۱۳۸٥
 

يک روز عصر سمت خيابان رها شدم

چون ابر هاي تيره به تو مبتلا شدم

اين ابتداي خلقت من بود و قصه ام

من مرد نقش اول اين ماجرا شدم

گلدان شدي و شاخه گلي در ميان آن

يک قطره آب داخل گلدان رها شدم

تو تک درخت سبز سپيدار توي پارک

من خط يادگار سپيدار ها شدم

قسمت نبود تا من و تو ميوه بر دهيم

يک برگ خشک از تن سبزت جدا شدم

                                          تابستان85


 
 
 



محصولات ویژه