این ساز شکسته اش خوش آهنگ تر است

 
این غزل تقدیم به بهترین من در زندگی، رحیمه جان
نویسنده : علی جعفری - ساعت ۱:۱۱ ‎ب.ظ روز سه‌شنبه ٢٧ مهر ،۱۳۸٩
 

درختها همه مجنونِ بیدِ موهایت

جهان وسوسه پاشیده بر سراپایت

دو چشم پاک نشسته است، زیر ابروها

دو قاچ میوة ممنوع سرخ، لبهایت

به روی نیمکت شب نشسته‌ام در پارک

تو نیستی قدم ماه مانده بر جایت

هزار جاده اگر بین ما دو تا راه است

هنوز مضطربم از نگاه گیرایت

هزار بوسة غمگین روان کنم با باد

ز مرز اگر بگذارد بدون ویزایت

1 میزان 1389


 
 
 



محصولات ویژه