ترامادول

دلم آشوب می‌گردد از این موسیقی محزون

مرا هر لحظه می‌خوانی و هر دم می‌کنی افسون

خمارآلود چشمانت، سه ماهی هست دور از تو

گرفتارم به سیگار و تِرا و خلوت و افیون

در این جا ماه هم، ماهی ندارد، شهر تاریک است

نمی‌آید شراب از چشمهای عاشقت بیرون

به غیر از خاطراتم، از تو و از دخترم صهبا

کسی حرفی نمی‌گوید، سراغی نیست در بیرون

نه بارانی که چشمم را بشوید آسمان، وحشی

نه شعری تا بیاویزم بر آن غمهای پیرامون

/ 19 نظر / 36 بازدید
نمایش نظرات قبلی
یه دوست

بدون خرید CD یا سرمایه گذاری از اینترنت درآمد کسب کنید حداقل 500 هزار تومان در ماه کاملا قانونی ( شرکت ثبت شده ) 7 سال سابقه

مانتانا

"کسی حرفی نمی گوید" شعر قشنگی است...

تکتم حسینی

سلام این شعرتونو خیلی دوست دارم " ممنونم از خدا که تو را آفریده است "

هستی

منتظر نگاه مهربانتان هستم[گل]

شهرام کافی

به نام خدای مهربان سلام: با «بهترین آهوی دنیا» در قالب شعر کودک، به روزم و مشتاق نظرات شما خوبانم.

هستی

سلام با افتخاردعوتید[گل]

جعفرجعفری

زیادی منطقی است / راوی که ترا میزنه پریشونتر میگه/ مخلص علی آقا

مان

در اینجا ماه هم ماهی هم ما هم...................

علی

فقط به خاطر مصرع آخرش بخوانید لطفا : سمن بویان غبار غم چو بنشینند بنشانند پری رویان قرار از دل چو بستیزند بستانند به فتراک جفا دل‌ها چو بربندند بربندند ز زلف عنبرین جان‌ها چو بگشایند بفشانند به عمری یک نفس با ما چو بنشینند برخیزند نهال شوق در خاطر چو برخیزند بنشانند سرشک گوشه گیران را چو دریابند در یابند رخ مهر از سحرخیزان نگردانند اگر دانند ز چشمم لعل رمانی چو می‌خندند می‌بارند ز رویم راز پنهانی چو می‌بینند می‌خوانند دوای درد عاشق را کسی کو سهل پندارد ز فکر آنان که در تدبیر درمانند در مانند چو منصور از مراد آنان که بردارند بر دارند بدین درگاه حافظ را چو می‌خوانند می‌رانند در این حضرت چو مشتاقان نیاز آرند ناز آرند که با این درد اگر دربند درمانند درمانند[رضایت][رضایت] امضا : فامیل دور.[قلب][گل][خونسرد]