اردوگاه

 

پالتو را محکم تر می پیچم دور خودم

سرما در اردوگاه

از هر مقام و منصبی با نفوذتر است

***

اینجا سلسله مراتب رنگها برعکس است

سبز کم رنگ به سبزهای پررنگ دستور می دهد

سبزهای پررنگ به پتوهای خاکستری لگد می زنند

شاید کسی از سرمای دیشب نجات پیدا کرده باشد

***

رمانهای زیادی را خوانده ام

و شعرهای زیادی

اما به من فقط یک پتوی نازک خاکستری دادند

***

 بیهوده مشغول ساختن آدم برفی شدیم

در ساعت هواخوری

نه کسی شالگردن اضافه داشت

نه کلاه

از صورت فقط خطی راست به جای دهان گذاشتند

همه به هم نگاه کردیم

پتویم را پیچیدم دور آدم برفی

حالا شباهت بیشتری به او دارم

***

سربازها همیشه آماده

و گوش به فرمان

باتومهایشان را محکم می فشارند

آنها سرباز وظیفه‌اند

***

هر شب گروه جدیدی به اینجا می آید

با صورتهایی خسته و لباسهایی خاک آلود

باید پتوهایمان را قسمت کنیم

 

/ 14 نظر / 31 بازدید
نمایش نظرات قبلی
شیرین

پالتو را محکم تر می پیچم دور خودم و به مورچه ها فکر می کنم و به اردوگاه

روناک

من وظیفه ام را با هیچ کس قسمت نمی کنم چشم نچرخان من به تنهایی تو را دوست می دارم... خیلی بی ربط بود شاید اما همین جا خودش اومد و نشست و پا نشد

سارا

سرما در (هر جا) از هر مقام و منصبی با نفوذتر است

زهرا سجادی

سلام آقای جعفری عزیز. فراخوان جشنواره ی قند پارسی در آدرس زیر موجود است: رحیمه جان می خواستند. http://ghandeparsi.blogfa.com/

معصومه موسوی

سرما در اردوگاه از هر مقام و منصبی با نفوذتراست سبزکمرنگ به سبز های پر رنگ دستور می دهد سبزهای پررنگ به پتوهای خاکستری لگد می زنند شاید کسی از سرمای دیشب نجات پیدا کرده باشد رمانهای زیادی خوانده ام و شعرهای زیادی اما به من فقط یک پتوی نازک خاکستری دادند آفای جعفری شعرتان مرا به گریه انداخت

باغ

باغ ماهنامه کودکان و نوجوانان افغانستان!

زاهد

سلام جناب جعفری عزیز! عالی میسرایید. موفق مانید و سرشار. یاعلی مدد!

نظافت منزل

مرسی لذت بردم. منتظر مطالب بیشتر از شما هستم.