دلدارم ماهی ست

که هيچ گاه غروب نمی کند

مگر پشت پلکهای من

آنگاه که چشم می بندم از دنيا

دلدارم ماهی ست که خنده ی مستانه اش

 مرا به اوج می برد

و اخمهايش توبه ام می دهد

                               وقتی می گویم دوستت دارم

دلدارم ماهی است

که آسمان سیاه بی ستاره ام را

فقط روزنی نا امید می پندارد

/ 12 نظر / 10 بازدید
نمایش نظرات قبلی
امان

استاد لذت بردم نمی دانم حضورا برايت صحبت می کنم مارا نيز ياری دهيد

امان

بابا استاد هستی در صفحه ی دوم پيوند ها

رحيمه

سلام زيباست ولی من که نظرم راگفتم جمله آخرش راعوض نکردی؟

بتول

... بعد از مدتها يک شعر خوب از تو خواندم. از اين يکی خيلی خيلی خوشم آمد. تا باد ...

زاهدی

سلام آقای جعفری .روزگارتان سبز باد . حرفی برای گفتن ندارم در مورد شعر ها میخواهم دقیق بخوانم تا بعد ...

مهراوه

قشنگ بود با استعدادی . همين .