یک رباعی و یک غزل جدید بعد از مدتهای مدید بی‌شعری:

 

شب راز سیاهی است میان من و تو

نه شمع و نه ماهی است میان من و تو

ما مثل دو روحیم که پیچیده به هم

خورشید، تباهی است میان من و تو

 

***

          خبری نیست

نوشته‌ام خبری نیست بی تو، آه کشیدم

و با مداد سیاهی، چهار راه کشیدم

چهارراه و هر راه سمت جاد‌‌‌ه‌ی بن‌بست

ببین که بر نرسیدن عجب گواه کشیدم

و در ادامه‌ی نقاشی‌ام، به جای خودم، شب

به جای صورت زیبات عکس ماه کشیدم

به جای دختر نازم، میان دست قشنگت

شراب ناب حلال از پیِ گناه کشیدم

هوای نامه چه سرد است! پس برای شماها

دو شالگردن آبی راه‌راه کشیدم

حرام باد می‌ای که بدون یاد تو خوردم

بدون کام تو سیگار نه! که کاه کشیدم

تمام کاغذ نامه که پر شد از دو سه تصویر

ورق زدم دل بیچاره را و آه کشیدم

1 میزان 1389

/ 9 نظر / 18 بازدید
احمدی

سلام علی جان خیلی زیبا سرودی. موفق باشی

سکینه

خیلی خوب است که بعد از مدت ها سرودی.

رحیمه

خیلی لذت بردم عزیزم. تولد شعرهای زیبایت را بعد از مدتها سکوت تبریک میگم.

محمد کاظم محقی

سلام علی عزیز: تولد دخترت گلت را بهت تبریک عرض می کنم . ببخشید هم به شما و هم به خانم میرزایی. متاسفانه نمی دانم با دوستان چرا رابطه ندارم . ودوستان هم که فراموشم کردند. و گوشه ای در تنهای خودم هستم . به همین دلیل خیلی خبرها . مخصوصا خبر به دنیا آمدن دختر را هم تازه شنیدم. عذر میخواهم وباز هم شرمنده

muqtader

خدا يكي نيست راست مي گويم باورت نيميشه آخر خودش گفته باور كن. سلام..................

muqtader

من لينكيدمت تو...؟ خدا يكي نيست باور كن دروغ نمي گويم باورت نميشود ؟ آخر خودش گفت

مقتدر

آفرین....................................

فرنگیس سوگند

جعفری صاحب سلام! امید که سلامت باشید شعر زیبای تانرا خواندم و لذت بردم از معرفی با شما خیلی خوشحالم همیشه سبز بمانید

نظافت منزل

مرسی لذت بردم. منتظر مطالب بیشتر از شما هستم.