بلند بلند گام بر مي دارم
تا صداي قدم هايم
تو را از خواب نيم شب
 بلند كند
يا نه
 آرام آرام راه مي روم
تا صداي قدم هايم
 تو را در اين نيمه شب مه گرفته
 از خواب بر نخيزاند
شايد در خوابت مردي است
كه آرام آرام راه مي رود
يا نه بلند بلند گام بر مي دارد
مردي كه هيچ شباهتي به من ندارد
                            
                                          28/اسفند/85
/ 9 نظر / 9 بازدید
فريدحسرت

عزيز سلام خيلی عالی به من هم سر بزن

رحيمه

واقعا زيباست..... تاشعری ديگر....

روح الله

سلام . اميدوارم با تنهايی خوب باشی شعرت زيبا بود ولی فقط آخرش کمی جذاب بود وبه نظرم تکرار زياد کاری خاصی را انجام نداده است منتظر شعر های زيبايت هستم تا درود ديگر بدرود

شکريه عرفانی

سلام علی جان شعرت واقعا خوب بود . لذت بردم و سالی پراز لحظه های ناب سرايش برایت آرزو ميکنم .

مرجان

سلام شعرتان بسيار عاليست اميدوارم سال خوبی داشته باشيد

مهراوه

می خوام بگم سال نو ات مبارک و می خوام بگم شعر قشنگی بود خوشم اومد و می خوام بگم م يخوام هميشه موفق باشی و يه چيز ديگه هم هست که نم يخوام بگم چون خودت فهميدی

تورج بخشايشي

شیطان عصاره ی هوس و لج شد پای فرشته های خدا کج شد دستش ....................... با دوتا مطلب جدید بروزم و منتظر خوندن نظرات ارزشمندت

آلما

شعر زيبايی بود قبلا نشنيده بودم. موفق باشی

همراز

زيبا بود خواستی به ما هم سر بزن و نظر بده موفق باشی